امتحان

ﺧــﺪﺍﯾـــــﺎ . . .ﮔـــﻠﻪ ﻧـﻤﯽ ﮐــﻨﻢ ؛

ﻭﻟــﯽﮐـﻤـﯽ ﺁﺭﺍﻣــﺘــﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﻢ ﮐُــﻦ ؛

ﺑـﻪ ﺧـﻮﺩﺕ ﻗَﺴﻡ ﺧﺴــﺘـﻪ ﺍﻡ ...

دوست چینی

یه روز برای دیدن دوست چینی ام که مریض بود به بیمارستان رفتم ٬

وقتى کنار تختش ایستادم ، دوستم با ديدن من اشک تو چشماش جمع شد و گفت :

چينگ يونگ کوجيدو پوهان جو !!!

و چند لحظه بعد ، دار فانى رو وداع گفت . . .

بعد از مرگش ، من برای ترجمه این جمله ی مهم ، به چین سفر کردم

و تازه فهميدم که دوستم بهم گفته : گوساله ، پاتو از روی شلنگ هوا وردار ...

 

 

رونوشت شده از صفحه شخصی حسن ریوندی 

تنهایی

تـهایى ، با ارزشه !

چون خالی از انسانهاى بى ارزشه . . .